«من تنها هستم» / یک خاطر جالب از کارلوس کی‌روش، در برزیل ۲۰۱۴. رفته بودیم داخل لابی، بیرون باد می وزید، باد خیلی خیلی سرد. می گفت فرداشب از ایران می روم و شاید چندماهی برنگردم. کمی دودل بود انگار. به آرامی می گفت: انگار اینجا هیچ کس باور ندارد به جام جهانی رفته اید. انگار فقط برای چهار، پنج نفر مهم است که ایران باید در جام جهانی بازی کند. می گفت: تهران به اندازه کافی آماده نیست. می گفت: شما چرا هیچ تحرکی ندارید. بعد هم چشم های مصمم اش را دوخت به یک گوشه و گفت: I m alone. ما فقط نگاه ...

«من تنها هستم» / یک خاطر جالب از کارلوس کی‌روش، در برزیل ۲۰۱۴

1-keyrosh[wWw.KAMYAB.IR]

 

رفته بودیم داخل لابی، بیرون باد می وزید، باد خیلی خیلی سرد. می گفت فرداشب از ایران می روم و شاید چندماهی برنگردم. کمی دودل بود انگار. به آرامی می گفت: انگار اینجا هیچ کس باور ندارد به جام جهانی رفته اید. انگار فقط برای چهار، پنج نفر مهم است که ایران باید در جام جهانی بازی کند. می گفت: تهران به اندازه کافی آماده نیست. می گفت: شما چرا هیچ تحرکی ندارید. بعد هم چشم های مصمم اش را دوخت به یک گوشه و گفت: I m alone. ما فقط نگاه می کردیم. فرصت طلایی نشستن در کنار کروش نباید از دست می رفت اما او آنقدر کم حرف بود که نمی توانستی همه چیز را بپرسی و بگویی. این یک فرصت ایده آل بود تا فقط کنارش بنشینی، همین!

کارلوس کروش به آرامی بلند شد، دست دادیم و آرام از پله های لابی بالا رفت. بعد برگشت و دوباره دست تکان داد. چند دقیقه بعد، یکی از آن فدراسیون نشین ها آمد و گفت: ببین تو رو خدا، این همه پول می گیره بازم شاکیه. بابا! چی می خوای آخه؟ همه اش مصاحبه می کنه، گیر می ده به ما. ما چه کاره ایم آخه؟ تو بازیکن نداری، تو تیم رو شانسی بردی جام جهانی، تیم تو خورده به آرژانتین و مسی، چرا میخوای از ما انتقام بگیری؟ همه اش غر می زنه!
تو دلم گفتم: راستی می گی آقای کروش، تو واقعا خیلی تنهایی…

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه